Avesta44

 

گفتار نیک        پندار نیک        کردار نیک

Home

Archive

E-Mail

 

كنتر

 

Persianblog.com


STAB

ََ
سه‌شنبه ۱٤ مهر ،۱۳۸۸

به نام اهورا

دوستان سلام

من سعی دارم که دوباره برگردم و درباره آئین زرتشت بنویسم کمک کنید که که     اوستا ۴۴ به روز بشه از نظرات خوب شما هم سپاسگزارم

سام
چهارشنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸٦

سلام
سام
جمعه ۱ مهر ،۱۳۸٤

مهرگان

ماه در تقویم زرتشتی یا اوستایی، سی روز تمام داشت، چنانکه سال دوازده ماه دارا بود. سی روز ماه هر یک نامی داشت. دوازده ماه نیز نام هایی داشت که در نام های سی گانه روز تکرار می شد. هرگاه نام روز و ماه موافق قرار می گرفت ، آن روز را جشن می گرفتند. نام شانزدهم از ماه نامزد بود به مهر، پس روز شانزدهم از مهرماه ، جشن مهر برپا می شد و مهرگان بود. ( مهرگان با تقویم فعلی شش روز تغییر کرده و دهم مهر     می باشد.)

سرود مهرنیایش از جمله نیایش ها و ادعیه ای است که هنگام بر آمدن و فرو رفتن خورشید تلاوت می گردد.

مهر نیایش

برای خشنودی اهورامزدا، می ستایم او را با بهترین

نمازها - و ستایش، بلند آوازگی و پیروزی باشد برای

مهرایزد- ایزدی که مینوی است و داور روز پسین که

هزار گوش دارد و ده هزار چشم و دارنده دشتهای فراخ است.

می ستایم مهرایزد را، و درود و ستایش می گویم ایزدی

را که دارنده دشت های فراخ است، که چراگاه های

سبزگون و گسترده اش بر گاهواره زمین آرامش بخش

است و آسایش دهنده.

ستایشم پیش کش آن ایزدی که نگاهبان راست ترین گفتار

است، که نیکویی هایش از شمار فزون است، پیکرش

برازنده و بلند و استوار، و با هزار چشم، بینای دورترین

دورهاست، که همیشه بیدار و بی خواب است.

که چون نگینی زرین پیرامون کشور را فرا گرفته، که

نگاهبان پیمان هاست، که هماره همه جا هست در

درون کشور و بیرون کشور و فراز و فرود آن.

می ستایم مهرایزد را ، و آن اهورای بزرگ بی همتا

آفریننده آنرا، می ستایم با آیین دین، با شاخه های سبز

برسم - ماه را، و آن خورشید را، ستارگان را، و مهر را که

سرور همه کشورهاست.

می ستایم با همه جان، آن ایزدی را که شکوهمند است.

می ستایمش با آیین دین، آن ایزدی را که دارنده

دشت های سبزه رسته فراخ است. که آسایش بخش و

نگاهبان سرزمین های آریایی است.

می ستایم مهرایزد خوش پیکر نیرومند را که هیچ گاه به

دام فریب پای نمی افکند. می ستایمش که راه آورد ما

می سازد آن بهترین بخشش های اهورایی را، آزادی و

به روزی و رهایی در، داوری و تندرستی و پیروزی و پاکی و پارسایی.

من می ستایم - می ستایم آن ایزد فرازین پایگاه گرفته را

با همه جان و نیرو می ستایم آن نیرومندترین و

سودرسان ترین ایزد را با آیین های دین، با سرودهای

دل انگیز از جان خاسته که با بهترین گفتارهای آیینی

بهم آمیخته ، این همه را برای ایزدمهر که دارنده دشت های فراخ است.

و مزدا- اهوراست که همه آگاهی از کردارهای راستین

ستایشگرانه مردم دارد، و پاداش اهورایی از آن زنان و

مردانی است که نگاهداری آیین های دین شان، و

ستایش آنان برای مهرایزد به راستی و درستی باشد.

سام
دوشنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٤

کتاب آسمانی زرتشتيان

زرتشتیان گاتها را کتاب آسمانی می دانند و اوستا مجموعه پنج کتاب، یسنا ، یشت ها ، ویسپرد ، وندیداد و خرداوستاست که برای زرتشتیان مقدس و قابل احترام می باشد.

کتاب آسمانی ما زرتشتیان گاتها نامیده می شود . گاتها به معنی سرودهای آسمانی است و این نام هنوز در دستگاه های موسقیی به نام گاه به کار می رود مانند سه گاه و چهارگاه،

گاتها دارای 17 هات یا فصل است و چون نگینی در میان انگشتر یستا جای گرفته و شامل پنج بخش اهنود ، اشتود ، سپنتمد ، وهوخشتر و وهشتوایشت گات است.

اوستا به مجموعه کتاب هایی گفته می شود که برای ما زرتشتیان مقدس و مورد احترام است. ولی همه قسمت های اوستا به یک زبان ویژه نوشته نشده ، به این معنی که اوستا از بخش های مختلفی تشکیل شده که هر کدام بسته به زمان و مکان نگارش آن پیام و محتوایی جداگانه دارد.

از کتاب گاتها که در حدود سه هزار و هشتصد سال پیش توسط پیامبرمان اشوزرتشت آورده شده تا بخش هایی از خرده اوستا که به زبان فارسی است و هر فارسی زبانی آن را می فهمد و نیاز به ترجمه ندارد و حدود هزار سال پیش نوشته شده ، همگی برای زرتشتیان مقدس بوده و اوستا نامیده می شود. بنابراین کل اوستا یک کتاب منفرد نیست که برای آن زمان و مکان خاصی را در نظر بگیریم. برای توضیح بیشتر به توضیح کلمه مقدس می پردازیم: انسان ها بسیاری از محل ها و پدیده ها و رفتارها و کردارها و بسیاری از امور را مقدس یعنی بسیار قابل احترام می دانند. به عبارت دیگر، انسان تمام اموری را که در اطرافش است طبقه بندی می کند و مسایلی که اصول و موازینی در آنها باید رعایت شود و پیروان باید به آنها پایبند باشند را مقدس گویند.

برای ما زرتشتیان هم بسیاری از چیزها مقدس است: آب و باد (هوا) و خاک و آتش مقدس هستند. و هر فرد زرتشتی باید این چهار آخشیج را پاک نگاه دارد و به دیده احترام به این چهار عنصر نگاه کند و آنها را آلوده ننماید.

کتاب اوستا برای زرتشتیان مقدس است. برای همین هم تا کنون باقی مانده ، ولی اگر بخواهیم بیشتر توضیح دهیم کتاب گاتها مقدس تر است و بعد قسمت های دیگر اوستا یعنی یسنا ، یشت ها ، وندیداد ، ویسپرد و خرده اوستا.

دین زرتشت از دو قسمت تشکیل شده: کتاب دینی یا آسمانی ما که گاتها نام دارد و کتاب های بسیاری که در طول زمان و مکان توسط موبدان و پیشوایان زرتشتی نوشته شده و مورد توجه و پذیرش زرتشتیان قرار گرفته و مفاهیم آنها برای زرتشتیان گرامی و مقدس است.

اوستا به پنچ بخش بزرگ تقسیم می شود: اول کتاب یسنا که مهمترین بخش اوستاست و شامل 72 فصل یا هائی تی ( Haiti) یا هات می باشد که هر کدام از فصل ها برای خود عنوانی دارند. بنابر تحقیق دانشمندان از هات 28 تا 34 و 43 تا 53 به مناسب زبان و فرهنگی که بر آن حاکم است، کتاب گاتها نامیده می شود. و برداشت اشوزرتشت را از پیام هایی که اهورامزدا به او الهام نموده به صورت شعر و با خطی بسیار کامل به نام خط دین دبیره نوشته شده است. پس از گاتها از هات 35 تا 42 به نام هفتن یشت نامیده می شود که زبان آن خیلی نزدیک به زبان گاتهاست و فقط کمی لهجه اش فرق می کند ( مثل لهجه اصفهانی و شیرازی که هر دو فارسی است). پس از گاتها کهن ترین بخش اوستاست. گاتها به زبانی سروده شده که مترداف با زبان ریگ وداست و قطعات کوتاه و منظوم است و به دلیل معانی شایان توجه و ظرافت گفتاری و آهنگ شعری که دارد از بقیه بخش های یسنا کاملا" متمایز است. و شامل پنچ هات می باشد که به آن اشاره شد.

دوم کتاب یشت هاست: کلمه یشت یا یزشن به معنی ستایش بسیار می باشد که تنها در مورد اهورامزدا و امشاسپندان و ایزدان به کار می رود. این بخش از اوستا به زبان شعر است، شعر واقعی ، یعنی پراست از استعاره، بزرگنمایی، ستایش هایی بسیار غلوگونه و سایر خصوصیات شعرهای حماسی مانند شاهنامه و شعرهای عاشقانه شاعران نامدار ایران را دارد. شماره یشت ها ، 21 یشت است.

سوم کتاب ویسپرد ( Visparad): به معنی همه ردان و بزرگان معنی شده است این قسمت از اوستا نقل قول و برداشتی از یسنا است و دارای 23 کرده یا فصل می باشد.

چهارم کتاب وندیداد: در این کتاب ، قوانین فقهی آن زمان را به صورتی مطرح نموده اند که برای زرتشتیان مقدس باشد تا در اجرای بندهای آن بکوشند. وندیداد شامل 22 فرگرد یا فصل است، و فقه شریعت ها و آداب طهارت و کیفرها را مطرح می نماید که بسیاری از بخش های این کتاب با روح مکتب یا دین اشوزرتشت سازگاری ندارد.

کتاب پنچم خرده اوستا: در زمان شاهپور دوم پادشاه ساسانی توسط موبد موبدان وقت آذرباد مهرآسپند فراهم شده تا بهدینان بتوانند مراسم شادی و سوگ و آداب مذهبی و نمازها را به صورت یکنواخت انجام دهند که بعدها به زند و پس از آن به پازند نیز ترجمه شد که مطالب بسیاری به این کتاب اضافه شده است.                                                                    " براساس نوشته موبد دکتر اردشیر خورشیدیان هفته نامه امرداد ، آبان و خرداد ماه 3743 دینی باستانی"

سام
یکشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٤

اعداد مقدس

برخی از عددها به خاطر بارمینوی که دارند مقدس شمرده می شوند: عدد 1 ( یکتایی اهورامزدا) ، عدد 3 ( اندیشه نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک) ، عدد 4 ( چهارآخشیج) ، عدد 6 ( شش امشاسپند) ، عدد 7 ( اورمزد و شش امشاسپند) ، عدد 12 ( عددهای سال) ، عدد 72 ( یاران اشوزرتشت و تعداد نخ های کشتی زرتشتیان ) ، عدد 21 ( بیست و یک نسک اوستا) ، عدد 33 ( سی و سه ایزد و امشاسپند) و عدد 101 ( صفت های اهورامزدا).

صدو یک نام خدا صفت هایی است که با توجه به باورهای گاتاها در زمان ساسانیان و بوسیله موبد بزرگ آن زمان ( مهرآسپند) گردآوری شد تا تاکیدی باشد براینکه صفت های اهورامزدا تنها 101 نام آورده شده است.

3743 سال پیش اشوزرتشت به پیامبری رسید و یکتایی خدا و خرد و دئنو ( دین) و جهان مینوی و برقراری قانون اشا در طبیعت و.... سخن به میان آورد از آن پس برای زرتشتیان بعضی از عددها به خاطر بارمینوی ( معنوی ) که داشت مقدس شمرده شدند تا همیشه ایرانیان این عددها را به سبب بار فرهنگی مهمی که در بر دارد بسیار گرامی دارند و به خاطر بسپارند و مفاهیم آنها در زندگی به کار گیرند.

هنگامی که اشوزرتشت به جهانیان دین خود را ارائه نمود اهورامزدا ( هستی بخش بزرگ و دانا یا خداوند جان و خرد) نامیده شد و یکتا و      بی همتا شناخته شد. این پیامبر آریایی آموزش داد که خداوند همگان و زن و مرد را برابر آفریده و به همه انسان ها خرد و وجدان بخشیده است به طوریکه همه انسان ها می توانند با خرد خویش دانش بیاموزند و نیک را از بد تسخیص دهند و براساس وجدان خود راه خویش را آزادانه انتخاب و عمل نمایند. از این رو حدود 1700 سال پیش موبد بزرگ ساسانیان           (( مهر آسپند )) در موقع نتظیم خرد اوستا ، صفت های اهورامزدا را به صورت ( صد ویک نام خدا) به دقت تنظیم کرد تا زرشتیان آگاه باشند صفت های دیگری را برای اهورامزدا قایل نشوند. دانایی و بزرگی در اهورامزدا با هم و در کنار هم است و همه کارهای او از روی حکمت کامل است و هر صفت دیگری که به خدا می دهیم برداشت انسانی ما از ذات پاک او      می باشد.

بر زرتشتیان توصیه شده است که هر روز نماز صدویک نام خدا را بخوانند و صفت هایی را که در این بخش بسیار فلسفی و مهم از اوستا مطرح شده است را به خاطر بسپارند، که بر طبق گاتها ، هات 34 بند 17 برقرای نیکی را تنها از راه راستی و شادی دوست دارد و می ستاید. بی شک نمازی که از روی پاکی درون خوانده شود ، بی پاسخ نخواهد ماند.

" براساس نوشته موبد دکتر اردشیر خورشیدیان هفته نامه امرداد ، اشتادایزد و اردیبهشت ماه 3743 دینی باستانی"

سام
جمعه ۱٧ بهمن ،۱۳۸٢

فروهر

بنا به سنت " فروهر" یکی از سمبلهای دین زرتشتی است. به طور مختصر می توان درباره آن گفت که فروهر جان و روح بشر از آغاز خلقت و قبل ازاو نیز وجود داشته و بعد از مرگ او نیز وجود خواهد داشت. مهم است بدانید که فروهر جایگزینی برای اهوارمزدا نیست و آنرا نیز رد نمی کند. اینکه نخواهیم بر خلاف خیلی از ادیان حقیقت را قبول کنیم امری تاسف آور است چرا که زرتشتگرایی هرگز دادن خصوصیات انسانی برای خدا و ذات خداوندی را باور نداشته، در هیچ قسمتی از گاتاها ذکری درباره صورت مادی برای خدا به میان نیامده. زرتشت در یسنا 31/8 می گوید: وقتی تو را می نگریستم ای اهورامزدا با عقل و اندیشه ام سعی می کردم تو را در قلبم بیابم. من پذیرفته ام که تو آغازگر و پایان دهنده به هر چیزی ، تو داور هستی و داوری بر رفتار همه انسانها بر عهده توست.

ایرانیان مخالف ساختن بت، بناهای بتخانه و خانه برای خدا بوده اند و کسانی که دست اندر کار این گونه فعالیتها بوده اند را افرادی جاهل       می دانند.

این حقیقت مسلم است که در شکل فروهر هر دو سمبل " سپنتامینو" ( نشانه خوبی) و"انگره مینو" ( نشانه بدی) گنجانده شد و در این امر به نظر می رسد که سپنتامینو و انگره مینو با هم در حال جنگند.

1- در آغاز صورت فروهر به آدمی شبیه است لذا حاکی از پیوستگی با آدمی دارد او پیرمردی است که نشان می دهد کارگشتگی و تجربه بیشتر و یادگیری از پیران را.

2- دوبال در دو طرف تصویر وجود دارد که سه پر اصلی دارند این سه پر نشانه سه سمبل پندارنیک ، گفتارنیک ، کردارنیک که همزمان انگیزه پرواز و پیشرفت است.

3- پایین فروهر متشکل از سه قسمت پر است که نشانه پندارنادرست ، کردارزشت و گفتار زشت است که آن را علت مصیبت و شروع بدبختی برای بشر می دانند.

4- دو حلقه در دو قسمت فروهر وجود دارد که مظهر سپنتامینو و انگره مینوست که یکی مستقیما درروبروی صورت و دیگری پشت سر مستقر است. این نشان می دهد که ما باید به سوی خوبی قدم بگذاریم و بدی را پشت سر خود داشته باشیم.

5- یک حلقه در میانه بالاتنه فروهر وجود دارد این سمبل نشان می دهد که جان و روح جاودان است و آغاز و نه پایانی دارد.

6- یک دست فروهر به سمت بالا اشاره دارد که نشان دهنده ثنا وستایس اهورمزدا است و پاک کردن و تزکیه روح است.

7- در دست دیگر حلقه ای دارد عده ای از مفسران می گویند که این حلقه ، حلقه عهد و پیمان است و نشانگر صداقت و ایمان است که در اصل و جوهر فلسفه زرتشتگری وجود دارد.

در زرتشتیگرایی روح فروهر یا انسان به دو نشانه مخالف هم بدی و خوبی جان می بخشد. و این به خوبی در فلسفه زرتشتیگرایی نمایش داده      می شود و هر کسی سعی می کند قدرت مثبت یعنی سپنتامینو را در خود ارتقا و قدرت منفی را یعنی انگره مینو را سرکوب کند.

از دلیل های روشن برای چنین مبارزات روح ، قدم برداشتن بسوی خوبی و دوری از پلیدی است. هر کسی می توانند این حصایص را در خود تقویت کند. و حلقه ای که در مرکز بالاتنه فروهر وجود دارد سمبلی است از جاودانگی روح می توان از این بحث اینگونه نتیجه گرفت که انسانها برای پایه گذاشتن فروهر در درونشان سعی می کنند و آنرا در خود ارتقا می دهند. تا زمان در گذشتشان و سفر به جهان دیگر. به همین دلیل ایرانی ها هرگز در مرگ عزیزی تاسف نمی خورند، زیرا آنها باور دارند که روحشان در جهان دیگر به مرتبه ای بالاتر ارتقا خواهد یافت. طبیعتا" وقتی باور کنیم که زمان مرگ روح از بدن جدا می شود و در مرتبه و درجه خود بالا می رود باید در رجعت به جهان دیگر خوشحال باشیم تا اینکه غمزده و نگران چرا که غم توان فرساست.

بهرحال در زرتشتیگرایی به عقیده فروهر هر کسی مسئول اعمال خویش است. به همین دلیل کوروش کبیر و خیلی از پادشاهان بزرگ ایران باستان براساس اسناد تاریخی نه تنها هرگز عقاید خود را به هیچ ملتی تحمیل نکردند بلکه حتی به روش اعتقادی آنها هم احترام می گذاشتند. در این خصوص از شخصیت واقعی کوروش پادشاه کشورگشای بابل می خوانیم: من دستور دادم که هیچ کس اجازه ندارد شهرها را خراب کند یا به آنها صدمه بزند من دستور دادم که هیچ خانه ای نباید ویران شود و هیچ مالکی نباید مورد بی حرمتی واقع گردد. و یا غارت شود من دستور دادم که هر کس باید اصول عقیدتی خود را به آزادی داشته باشد و خدای خود را عبادت کند من دستور دادم که همه مردم در عقایدشان آزاد باشند و محل زندگیشان را خود انتخاب کنند و هیچ کس به دیگری بی احترامی نکند.

سام
پنجشنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸٢

هوم چيست ؟

هدیه اصلی در آیین یسنا هوم است و آن شربتی مقدس از شیره گیاه " افدرا" شده که شاخه های آن را در آب می شویند و در هاون می کوبند و با شاخه ای از درخت انار می سایند و صاف می کنند. این شیره سپس با جیوم شیری که با هوم مخلوط می شود محصول نهایی است. هوم قبل از مراسم آماده می شود و بعد ضمن بر خواندن فصلهای 9 - 11 یسنا که اختصاص به ستایش هوم دارد مصرف می شود. تهیه آن برای دومین بار با یسنا 22 آغاز می شود و در مدت خواندن اولین گاهان یسنا 18 - 34 ادامه می یابد. باقی کاهان را هیچ حرکت آیینی همراهی نمی کند در حالی که قسمت آخر مراسم مطلقا" نوعی تقدیس است. هومی که دومین بار تهیه می شود در مدت انجام مراسم مصرف نمی گردد. همان گونه که نباید چشم نامعتقدان بر آتش افتد. در نثار مرتبط با مناسک هوم نیز فقط مومنان باید شرکت جویند. در ایران مناسک هوم بخشی از مراسم بزرگ یسناست. موبد برای تهیه آن چهارزانو بنشیند و شیره حاصله را از صافی که از موی گاو مقدس درست شده بگذراند. این مناسک طولانی و پیچیده پر از اعمال نمادین است. هوم را در چهار نوبت می سایند که نمادی از آمدن اشوزرتشت و سه پسر منجی اوست. آب مقدس را در سه نوبت روی آن می ریزند که نمای از سه مرحله ایجاد باران است. ( تبخیر ابر و درهم فشردگی و سپس بارش ) در طول این مناسک سه بار بر هاون می کوبند که نمادی برای حضور گفتارنیک اندیشه نیک کردار نیک است. در مدت برگزاری آیین یسنا موبد اصلی زوتر مرتب به سوی آتش که مظهر اشا است بر می گردد. در معبدی که آتش محور اصلی است آتش مقدس در اطاق مخصوصی قرار دارد که فقط موبدان حق دخول به آنجا را دارند. این آتش در حالی که همیشه تحت توجه و مراقبت است با عصاره چوبهای معطر خوشبو می گردد. و مقام خدایی در این میان تهیه هوم را به پیامبر خود یعنی اشوزرتشت توضیح داده.

" بر اساس نوشته توفیقیان "

سام
سه‌شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٢

تفسير وسايل عقد

وسایل موجود در سفره عقد هر کدام تفسیر و معنایی دارند که به چند نمونه از آنها اشاره می شود:

- نور و روشنایی که نشان از روشنایی زندگی خرد روشنایی درون حقیقت و اهورا مزدا دارد. نور سر چشمه جنبش زندگی و توانایی می باشد.

- آینه نیز نشان روشنایی است.

- گل و شیرینی و برگ سبز نشان از شادی و شیرین کامی و سبزبختی و زیبایی دارند. بویژه شاخه های درخت سرو که همواره سبز بوده و در فرهنگ ایرانی نشانه همیشه سبزی و راستایی و پایداری در زتدگی می باشد.

- کتاب گاتها و کشتی که نشانواره های دین زرتشتی می باشد.

- انار چون دانه های زیادی دارد نمودار در خواست فرزندان زیاد و سرانجام و فرجام نیکو برای عروس و داماد است و شیرینی آن نیز به همان معنای شیرین کامی و کامیابی در زندگی است.

- تخم مرغ نموداری از اختیارات و سرپرستی پدر و مادر از فرزند است.    تخم مرغ سر میز گواه گیران را پس از مراسم به بیرون از منزل انداخته و   می شکنند( به اصطلاح از بام به بیرون پرتاب می کنند) به این مفهوم که پدر و مادر عروس و داماد قول می دهند که دیگر هیچ گونه دخالتی در زندگی آنها نکنند و تنها وقتی عروس و داماد مشاوره خواستند کمک آنها باشند.

- قیچی دولبه دارد و هر لبه آن بدون دیگری برشی ندارد و برای بریدن باید هر دو لبه با هم بکار گرفته شود . از این رو قیچی نمودار همکاری و همدلی زن و شوهر است که باید همواره در هر کاری با هم همیاری نموده تا نتیجه خوب بدست آورده و خوشبخت گردند.

- نخ و سوزن نشانه آن است که اگر خدایی نکرده جدایی و اختلافی در زندگی خانوادگی نمایان شود می بایست بیدرنگ با نخ وسوزن معنوی جدایی ها را بهم آورد و از بیشتر شدن آن جلوگیری کرد.

- سنجد که نمودار عشق و شور جوانی است و آویشن نیز سرسبزی و سودمندی و پاکی می باشد.

- سکه در سیب که نشانه از آرزوی تندرستی و ثروت برای عروس و داماد است. سیب سمبل تندرستی و شادابی و سکه ثروت می باشد.

سام
جمعه ٩ آبان ،۱۳۸٢

مراسم زناشويی قسمت ۲

مراسم گواه گیران ( عقد)

با شکوه ترین و زیباترین قسمت مراسم زناشویی آیین گواه گیران است.که باز با توافق دو خانواده خریدهایی صورت می گیرد از قبیل انگشترعروسی پارچه یکدست لباس کیف و کفش وسایل حمام لوازم آرایش و... ( معمولا" هم در شب قبل از مراسم گواه گیران که به نام "حنابندان" معروف است انجام می گیرد.) از آنرو به آن شب حنابندان گفته اند که در روز قبل از عروسی ( گواه گیران) عروس و داماد را با مراسم خاصی توسط جوانان خانواده به حمام می بردند و در همان شب به دست و پای عروس و داماد حنا می بستند که این کار بجای آرایش امروزی بکار می رفته و گفته      می شد که شگون دارد.

سفره گواه گیران در سنت زرتشتی:

این سفره همسری و شادی می تواند دربردارنده چیزهای زیر باشد:

1- نور و روشنایی : به گونه های در دسترس مانند لاله شمعدان.

2- آیینه.

3- گل: به گونه ها و شیوهای گوناگون بر پایه خواستها و سلیقه ها.

4- شیرینی : که در این سفره به گونه ظرفی از نقل سفید می باشد.

5- لرک : سینی پر از لرک که شامل ترکیبی است از مغزبادام مغزپسته کشمش آب نبات قیسی خشک برش های نارگیل و میوه های خشک و شیرین دیگری .

6- کله قند سبز.

7- شاخه های سرو.

8- کتاب دینی.

9- کشتی ( بندی که زرتشتیان به نشانه زرتشتی بودن برکمر می بندند.)

10- یک سینی دربردارنده: یک انار شیرین یک تخم مرغ یک قیچی نخ و سوزن یک ظرف کوچک از ترکیب گیاهان آویشن و نقل.

11- یک دانه سیب که چندین سکه نقره در آن فرو کرده اند.

عروس و داماد در میان "هابیروشاباش " حاضرین و میهمانان پشت میزگواه می نشینند و موبد هم در مقابل آنها قرار می گیرد. نخست موبد با پرسیدن اجازه از بزرگان و گرفتن بله از عروس ( که بطور معمول بعد از سه بار پرسش عروس بله را می گوید) گواه آن دو زوج خوشبخت را در مقابل اهورامزدا و در پناه گفته های اشوزرتشت می گیرد و سپس با خواندن اوستای تندرستی و پاشیدن آویشن و برنج بر دوش عروس و داماد برای آنها آرزوی سعادت و خوشبختی می نماید. ( در هنگام گواه گیران پارچه سبزی به نشانه سبزبختی بر روی دوش عروس و داماد انداخته می شود.)

پس از آن عروس و داماد انگشتر عروسی را به دست یکدیگر کرده و با نقل و شربت دهان یکدیگر را شیرین می کنند. در همان هنگام چنانچه پدر و مادر عروس و داماد مایل باشند هدایایی از قبیل ساعت گردنبند سکه طلا و ... به آنها هدیه کنند این کار را انجام می دهند. سایر بستگان و دوستان در روز بعد " روز پاتختی " هدایای خود را به عروس و داماد خواهند داد.

پس از مراسم گواه گیری با پذیرایی از میهمانان و شادی و سرور و پایکوبی جشن عروسی ادامه خواهد یافت. پس از بریدن کیک عروسی و خوردن آن در پایان جشن عروس و داماد را در میان شادی و گفتن " هابیروشاباش" به حجله می رسانند. این مرحله را به اصطلاح " مراسم عروس کشان "     می گویند. در آنجا نیز عروس از داماد هدیه ای دریافت کرده و پدر عروس و یا بزرگتری که در آنجا حضور دارد آنها را دست به دست یکدیگر داده و آن دو زوج سعادتمند را تنها می گذارند.

مراسم پاتختی :

مراسم پاتختی که در روز بعد از روزگواه گیران و یا عروسی می باشد به عهده خانواده عروس است ( و یا طبق توافق دو خانواده مشترکا" برگزار   می شود.) آنهم جشن زیبایی است که بستگان و دوستان عروس و داماد با در دست داشتن هدیه ای که برای آن دو زوج تهیه دیده اند به مجلس جشن می آیند. سپس عروس و داماد در میان " هابیروشاباش" میهمانان و حاضرین به سالن جشن آمده و در بالای مجلس و پشت میزی که با آینه و شمعدان گل شیرینی تزیین یافته قرار می گیرند. پس از پذیرایی نمایندگان عروس و داماد به میان مجلس آمده و با شادی و کمی شوخی هدیه هایی را که میهمانان به آنها پیشکش کرده اند باز نموده و عروس و داماد از آورنده هدیه سپاسگزاری می نمایند. پس از آن با شربت شیرینی و گاهی آش رشته و شام از میهمانان پذیرایی می گردد و تمام آن شب با پایکوبی و شادی    می گذرد. معمولا" آش رشته را در همان مجلس می پزند و اولین رشته های آش راهم عروس و داماد به نشانه خوشبختی در زندگی آینده شان در دیگ می ریزند.

سام
شنبه ۳ آبان ،۱۳۸٢

مراسم زناشويی قسمت اول

در دین بهی و فرهنگ ایران باستان تفاوتی بین دختر و پسر نبوده و نیست. بنابراین دختر و پسر هرگاه به سن قانونی رسیده و به همدیگر علاقمند شدن می توانند یکدیگر را به بزرگان خود معرفی و از آنها راهنمایی خواسته و قرار خواستگاری . نامزدی و ازدواج را بگذارند.

بله برون ( خواستگاری )

نخستین گام در پیوند زناشویی خواستگاری است که گرفتن اجازه و رضایت پدر و مادر دختر از طرف خانواده پسر می باشد.

مادر . پدر و خواهر بزرگتر و گاهی چند تن از بزرگان برای خواستارشدن دختر مورد نظر از پدر و مادر او به همراه ظرفی از نقل که روی آن با دستمال سبزی پوشیده باشد. چراغ و یا لاله ای روشن. یک عدد آینه و سبدی گل ( که بیشتر گلدانی از گل ریشه دار است ) به خانه دختر می روند.

فلسفه هر کدام:

نقل نشانه ای از شیرین کامی است و دستمال سبز نیز در بین زرتشتیان بسیار رواج دارد. که آن هم نشانی از سبزبختی و خوشبختی زوج آینده است. چراغ روشن هم نشانهای از روشنایی و نور در دین بهی است و گل ریشه دار هم به منظور ریشه دار شدن زندگی آینده زوج جدید می باشد.

در دین بهی مهریه . شیربها و از این قبیل مراسم وجود ندارد. ضمنا" در گذشته های دور طلاق نیز در دین بهی وجود نداشت.

رسم است که جواب مثبت از طرف دختر و بزرگان او نیز. توسط ظرفی از نقل که روی آن با دستمال سبز پوشیده باشد در انتهای برنامه بله برون به بستگان داماد داده شود.

مراسم نامزدی

مراسم نامزدی از جانب خانواده عروس تدارک داده می شود. تاریخ روز جشن و وسایلی ( مانند حلقه نامزدی یک قواره پارچه لباس برای عروس و پارچه کت وشلوار برای داماد) که برای روز نامزدی باید خریده شود با توافق دو خانواده در روز بله برون مشخص شده است.

روز نامزدی در منزل دختر و یا در محلی که تعیین شده است جشنی برقرار می شود. پس از آمدن تمام میهمانان با اجازه گرفتن از بزرگان در بین شادی و گفتن "هابیرو شاباش" عروس و داماد آینده حلقه های نامزدی را به انگشت یکدیگر می کنند و در این هنگام از جانب پدر و مادر داماد به عروس و از جانب پدر و مادر عروس به داماد هدیه ای ( که بطور معمول گردنبندی از فروهراست ) داده می شود.

سام